بی تو ... هرگز
2
خدای من

دلتنگم ، دلتنگ او هستم

گله ای ندارم ، نه از تو ، نه از او

با همه وجود ، تقدیرت را باور دارم

وقتی او را به من بخشیدی که محتاج محبتش بودم 

وقتی او را به من هدیه کردی که مرده بودم

و من 

گرانبهاترینم را به او دادم ، دلم را

و چگونه گله کنم ؟ از تو ؟ از او ؟ که جان من است ؟ که چند صباحی ست از من رنجیده ؟

چگونه ؟

نفسم به نفسش بسته ست

چگونه گله کنم که نمی آید ؟

او هست ، کنار من است ، در دل من است ، در نفسهای من است ، اصلا او جان من است

رنجیده ، رنجاندمش ، قهر کرده ، ناز می کند ، چرا نکند ؟ 

رنجاندمش ، شاید شکستمش 

و رنجاندن او تاوان دارد ، بسیار سنگین

تحملم را افزون کن ، قلبش را نرم کن ، کینه اش را دور کن

هرآنچه بخواهی ، همان شود

بیش از این صبرم را میازما 

تو که یک بار او را به من رساندی و جانم دادی

دوباره .........

     
دلنوشنه
سلام

برای دلم
برای دلم
پیوندها
موزیک
فریاد هجران