2
این شبها ...

دوباره مقدران باریدن می گیرند ، چونان بارانی که بر کویری خشک می بارد

همه تقدیر ما ، متصل به " انا انزلنا ..." برای سالی دیگر فرود می آیند

وقتی همه زندگی بر من تنگ شده بود 

تو با تقدیر الهی بر من نازل شدی 

بی خواست من و تو

و شدی نفس دوباره ، جان دوباره ، زندگی دوباره

چه مخالفتی با مقدرات او بکنم وقتی چنین خواست و چنین فرو فرستاد

در تقدیر من ، تقدیر تو

وقتی می دانی که با همه وجود ، آنچه او بخواهد را باور دارم

وقتی می دانی چه اعتقادی و اعتمادی به او دارم

وقتی می دانی که ایمان دارم هیچ اتفاقی ، کوچک و بزرگ ، بی اذن او ، رخ نخواهد داد

وقتی می دانی که من ، تو ، ما ، هیچیم و پوچیم ، وقتی او هست

وقتی می دانی تسلیم تقدیر خویشم ، هرآنچه باشد ، درد ، رنج ، اشک ، انتظار

کدام از ما تسلیم تقدیر خویشیم ؟ اگر او را باور داریم ؟

بیا با هم بخوانیم : 

إِنَّا أَنْزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةِ الْقَدْرِ ﴿١﴾ وَمَا أَدْرَاکَ مَا لَیْلَةُ الْقَدْرِ ﴿٢﴾ لَیْلَةُ الْقَدْرِ خَیْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ ﴿٣﴾ تَنَزَّلُ الْمَلائِکَةُ وَالرُّوحُ فِیهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ کُلِّ أَمْرٍ ﴿٤﴾ سَلامٌ هِیَ حَتَّى مَطْلَعِ الْفَجْرِ ﴿٥﴾

بیا با هم بخوانیم : 

قُلْ أَعُوذُ بِرَبِّ النَّاسِ ﴿١  مَلِکِ النَّاس ِ﴿٢﴾ إلَهِ النَّاسِ ﴿٣ مِنْ شَرِّ الْوَسْوَاسِ الْخَنَّاسِ ﴿٤ الَّذِی یُوَسْوِسُ فِی صُدُورِ النَّاسِ ﴿٥ مِنَ الْجِنَّةِ وَ النَّاسِ ﴿٦ 

     
2
دارم می سوزم 

می سوزم و می سازم

و نمی آیی

وقتی سوختم و خاکستر شدم

آمدنت چه سود ؟

     
2
به من قول داد ، مردانه هم قول داد که می آید ، بعد از ماه مبارک !!!

چهارمین ماه رمضان هم در حال گذر است و او ........ نیامد ،

وفای به عهد را چقدر سفارش کرده اند ؟؟

چقدر به عهدمان پایبندیم ؟؟

نمی دانم ،

خیلی چیزها عوض شده

وای به روزی که آدمها ، عوض شوند

     
2

دل بسته ام به خط و به آن خال ... بگذریم

آهو ندیده ای و به هر حال ... بگذریم 

یک شهر عاشقت شده ، بانو چه کرده ای ؟

مردم برای چشم تو جنجال ... بگذریم 

دلتنگ آسمان تو هستم مرا ببخش !

شاهینم و شکسته پر و بال ... بگذریم 

جز سرپناه عشق تو جایی ندارم و ...

می ترسم اینکه قلب تو اشغال ... بگذریم 

ای گل ! خیال وصل تو در خواب هم نشد

ریحانی و ... به بوی تو از حال ... بگذریم 

" ما در پیاله عکس رخ  یار دیده ایم "

من دلخوشم به خواجه و این فال ... بگذریم 

از خود بگویم ؟ از تو چه پنهان که مدتی ست

این شاعر شکسته ی بدحال ... بگذریم 

یوسف که نیستم به سلامت گذر کنم

یک عاشقم که داخل گودال ... بگذریم 

می خواستم که عقده ی دل وا کنم ، ولی

امشب به احترام غمت لال ... بگذریم 

این وعده های پوچ به جایی نمی رسند

امسال هم مطابق هر سال ... بگذریم

 

                                                                                                  " حامد نصیری "

     
دلنوشنه
جایی برای گریستن

برای دلم
برای دلم
فریاد هجران

 
Real Time Analytics